اسکناس و مسکوک (وجوه نقد) تنها ابزاری است که به واسطه‌ آن مردم می‌توانند پول بانک مرکزی را داشته باشند. اگر کسی بخواهد ذخیره‌ پول خود را دیجیتالی کند، باید اسکناس نقد را در حسابی نزد یکی از بانک‌های تجاری بگذارد و بدهی بانک مرکزی را به بدهی یک بانک تجاری تبدیل کند تا از […]

اسکناس و مسکوک (وجوه نقد) تنها ابزاری است که به واسطه‌ آن مردم می‌توانند پول بانک مرکزی را داشته باشند. اگر کسی بخواهد ذخیره‌ پول خود را دیجیتالی کند، باید اسکناس نقد را در حسابی نزد یکی از بانک‌های تجاری بگذارد و بدهی بانک مرکزی را به بدهی یک بانک تجاری تبدیل کند تا از مزایای انتقال الکترونیک بهره‌مند شود. این مسئله از دیرباز مورد انتقاد اقتصاددانان بزرگی از جمله توبین برنده‌ جایزه‌ نوبل اقتصاد قرار گرفته ‌است. جیمز توبین در سخنرانی سال ۱۹۸۷ خود بحث می‌کند که برای جلوگیری از هزینه‌ زیادی که برای بیمه‌ سپرده‌های بانک‌های تجاری و به منظور پایداری نظام پرداخت انجام می‌شود، بانک‌های مرکزی باید وسیله‌ مبادله‌ای فراهم آورند که آسانی استفاده‌ حساب سپرده و امنیت اسکناس نقد را داشته باشد.

این بدان معناست که مردم باید به حسابی نزد بانک مرکزی دسترسی داشته باشند تا بتوانند ذخیره‌ ارزش را بدون ریسک و بدون هزینه انجام دهند. رامین مجاب، اقتصاددان ایرانی نیز معتقد است سپرده‌گذاری حساب نزد بانک مرکزی به مثابه انحصار طبیعی گزینه‌ای است که کارایی را بالا می‌برد و رفاه کل را برای نظام پرداخت افزایش می‌دهد.

در ایران سابقه‌ نظام بانکداری، نشان داده موسسات مالی و بانک‌های تجاری مستظهر به کمک‌های بی‌دریغ بانک مرکزی هستند و هرگاه یکی از آنها نتواند بدهی‌های خود را بازپرداخت نماید، بانک مرکزی تماما بدهی‌های آن‌ را، خواه به واسطه‌ اجتناب از ناپایداری اجتماعی یا هر دلیل دیگر به عهده می‌گیرد. این امر هزینه‌های مالی و ریسکی زیادی به بانک مرکزی متحمل می‌کند که در نهایت از رفاه کل جامعه می‌کاهد. برای همین به نظر می‌رسد سپرده‌گذاری حساب نزد بانک مرکزی یکی از راه‌حل‌های مهم برای افزایش رفاه کل در نظام پرداخت باشد.

علاوه بر ایده‌ توبین و مجاب، روش دومی نیز برای داشتن ذخیره‌ الکترونیک به عهده‌ بانک مرکزی متصور است که پیش‌تر در یادداشت‌های ایبِنا به آن پرداخته شد: رمزارز بانک مرکزی. خرده‌ رمزارز بانک مرکزی وسیله‌ دیگری است که به مصرف‌کننده اجازه می‌دهد بدهی‌های بانک مرکزی را به صورت دیجیتال نگهداری کند. اگر بخواهیم این دو روش را با هم مقایسه نماییم، تفاوت عمده‌ این دو در شیوه‌ انتقال است. انتقال پول در حساب‌های نزد بانک مرکزی مشابه بانک‌های تجاری به صورت مرکزی اتفاق می‌افتد و بانک متولی انتقال پول می‌شود، اما در رمزارز بانک مرکزی انتقال همانند پول نقد به صورت همتا به همتا حادث می‌شود.

همانگونه که پیشتر در خصوص آن بحث شده ‌بود، به نظر می‌رسد منفعت اصلی مصرف‌کننده در خصوص خرده‌ رمزارز بانک مرکزی در مقایسه با داشتن حساب سپرده نزد بانک مرکزی، پتانسیل فراهم‌آوری ویژگی ناشناسی (مشابه اسکناس نقد) است. انتقال همتا به همتا اجازه‌ی ناشناسی بدون نیاز به هر شاخص ثالثی را به مصرف‌کننده می‌دهد. اگر ویژگی ناشناسی اهمیت کافی برای عموم مردم از حیث حفظ حریم شخصی نداشته باشد یا نگرانی‌های ناشی از پول‌شویی و تامین مالی تروریسم در این خصوص جدی باشد، آنگاه تقریبا منافع حاصل از هر دو روش با یکدیگر برابر خواهد بود.

به هر تقدیر باید پذیرفت برای جلوگیری از تحمیل هزینه‌های ریالی و ریسکی به جامعه، بانک مرکزی باید این گزینه را برای مردم فراهم آورد که بتوانند پول‌های خود را به صورت الکترونیک و بدون واسطه به عهده‌ بانک مرکزی نگهداری کنند. اما در خصوص انتخاب یکی از دو روش یادشده برای نیل به این مقصود نیاز است مطالعات بیشتری صورت گیرد تا تمایل مردم و پیامدهای هر یک از دو روش برای نظام پولی و بانکی شناسایی شود.

پوریا چوبچیان